تبليغاتX
نزهتگه - فصل اول
ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت/ با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت
ـ ما صد در صد در برابر همه تجربه هايمان مسئول هستيم.

ـ هر انديشه اي كه از ذهن ما مي گذرد،آينده مارا مي آفريند.

ـ نقطه اقتدار همواره در لحظه حال است.

ـ عذاب هر كس به دليل انزجار از خويشتن و احساس گناه است.

ـ دروني ترين احساس هر كس اين است:((آنچنان كه بايد خوب نيستم))

اين تنها يك انديشه است و انديشه را مي توان عوض كرد.

ـ انزجار و انتقاد و احساس گناه بيش از هر الگويي ديگر صدمه ميزند.

ـ دست كشيدن از تنفر و انزجار حتي مرض سرطان را نابود ميكند.

ـ هنگامي كه به راستي خود را دوست بداريم،همه چيزهاي نيكوي زندگي به حركت در     مي آيد.

ـ ما بايد گذشته را رها كنيم و همه را ببخشاييم.

ـ بايد مشتاقانه بخواهيم كه خويشتن دوستي را بياموزيم.

ـ تأييد و پذيرش خويشتن در زمان حال،كليد دگرگوني هاي مثبت است.

ـ اين ماييم كه به اصطلاح ((بيماري))را در تن خود مي آفرينيم.

ـ در لاينتهاي حيات ـآنجا كه ساكنم ـ هر چند زندگي همواره دگرگون مي گردد،همه چيز عالي و كامل و تمام عيار است.

ـ نه آغازي هست و نه پاياني،آنچه هست تنها چرخش و واچرخش جوهر و تجربه هاست.

ـ زندگي هرگز مانده و ايستا و كهنه نيست،زيرا هر لحظه همواره سرشار از طراوت و تازگي است.

ـ من با قدرتي كه مرا آفريد يگا نه ام،و اين قدرت اين اقتدار را به من  داده است كه شرايط خود را بيافرينم.

ـ من از اين آگاهي شادمانم كه قدرت ذهنم در اختيار من است و هرگونه كه مي خواهم به كارش مي برم.

ـ آنگاه كه از گذشته دور مي شويم،هر لحظه زندگي،نقطه آغازي است.

ـ اينك،اين لحظه،اكنون و اينجا،براي من نقطه آغازي است.

ـ در جهانم همه چيز نيكوست.

+ نوشته شده در  87/11/25ساعت   توسط هاتف  |