|
|
|
|
|
ـ ما صد در صد در برابر همه تجربه هايمان مسئول هستيم.
ـ هر انديشه اي كه از ذهن ما مي گذرد،آينده مارا مي آفريند. ـ نقطه اقتدار همواره در لحظه حال است. ـ عذاب هر كس به دليل انزجار از خويشتن و احساس گناه است. ـ دروني ترين احساس هر كس اين است:((آنچنان كه بايد خوب نيستم)) اين تنها يك انديشه است و انديشه را مي توان عوض كرد. ـ انزجار و انتقاد و احساس گناه بيش از هر الگويي ديگر صدمه ميزند. ـ دست كشيدن از تنفر و انزجار حتي مرض سرطان را نابود ميكند. ـ هنگامي كه به راستي خود را دوست بداريم،همه چيزهاي نيكوي زندگي به حركت در مي آيد. ـ ما بايد گذشته را رها كنيم و همه را ببخشاييم. ـ بايد مشتاقانه بخواهيم كه خويشتن دوستي را بياموزيم. ـ تأييد و پذيرش خويشتن در زمان حال،كليد دگرگوني هاي مثبت است. ـ اين ماييم كه به اصطلاح ((بيماري))را در تن خود مي آفرينيم. ـ در لاينتهاي حيات ـآنجا كه ساكنم ـ هر چند زندگي همواره دگرگون مي گردد،همه چيز عالي و كامل و تمام عيار است. ـ نه آغازي هست و نه پاياني،آنچه هست تنها چرخش و واچرخش جوهر و تجربه هاست. ـ زندگي هرگز مانده و ايستا و كهنه نيست،زيرا هر لحظه همواره سرشار از طراوت و تازگي است. ـ من با قدرتي كه مرا آفريد يگا نه ام،و اين قدرت اين اقتدار را به من داده است كه شرايط خود را بيافرينم. ـ من از اين آگاهي شادمانم كه قدرت ذهنم در اختيار من است و هرگونه كه مي خواهم به كارش مي برم. ـ آنگاه كه از گذشته دور مي شويم،هر لحظه زندگي،نقطه آغازي است. ـ اينك،اين لحظه،اكنون و اينجا،براي من نقطه آغازي است. ـ در جهانم همه چيز نيكوست. |
||