|
|
|
|
منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر)منشور کورش کبیر (اولین اعلامیه حقوق بشر)
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد |
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان!
با یه دوستی آشنا شدم که عقاید جالبی داره که از همه جالبترش علاقش به کوروش کبیره! همین علاقه من و به این فکر انداخت که چقدر از تاریخمون عقبیم!و کوروش کبیر رو که اکثر جهانیان میشناسند من ایرانی نمیشناسم......اول از همه از دوستم خجالت کشیدم....بعد از کوروش کبیر و تاریخم..... امیدوارم شما هم استفاده بهینه ازش ببرید! یا حق
|
||
|
|
|
|
|
کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پ.م.) شاه پارسی، بهخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری نخستین و بزرگترین امپراتوری تاریخ جهان، آزاد کردن بردهها و بندیان، احترام به دینها و کیشهای گوناگون، گسترش تمدن و غیره یکی از شناخته شده ترین پادشاهان تاریخ جهان است.
کوروش نخستین شاه و بنیانگذار دوره شاهنشاهی هخامنشی در ایران زمین میباشد. کوروش کبیر در میان همه ملل و اقوام و ادیان به نیکی یاد شده است. ایرانیان کوروش را پدر؛ یونانیان، او را سرور و قانونگذار مینامیدند. یهودیان این پادشاه را مسیح (ناجی و رهاننده) توسط پروردگار به شمار میآوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تایید مردوک (خدای بزرگ بابلیان) میدانستند. درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چند گانگی وجود دارد و اینکه به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده؛ اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی، این کوروش بزرگ است که موجهترین دلایل را برای احراز این لقب دارا میباشد.
تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون، و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هریک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کردهاند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه دادهاند، بیشتر شبیه افسانه میباشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس، و حسن پیرنیا شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفتهاند. بنا به نوشته هرودوت؛ ایشتوویگو شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. ایشتوویگو تعبیر خواب خویش را از مغها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که ایشتوویگو تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا میترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابراین ایشتوویگو دختر خود را به کمبوجیه اول به زناشویی داد.
چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و به جای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده به دنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. مهرداد شهامت این کار را نداشت، ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به عهده گرفت. |
||
|
|
|
|
|
سلام دوست من!
دیدم اونقدر درگیر خودمون هستیم که یادمون رفته خیلی چیزها وجود دارند که ما باید ازش اطلاع داشته باشیم! یادمون رفته که برای چی اومدیم! یادمون رفته وظیفه مون چیه! اصلا یادمون رفته مسلمونیم!اون هم شیعه.... زندگی نامه بعضی از بزرگان را اماده کردم که اگه یه زمانی ازمون پرسیدند تو مذهب شما(شیعه)فلانی کیه و چه ها کرده با دهن باز نگاشون نکنیم! دست علی یارتون! التماس دعا |
||
|
|
|
|
|
افول ستاره جامعه تشیع
در بین دانشمندان بزرگ ما كه در اعصار مختلف می زیسته اند، مفاخر و نوابغ بسیاری بوده اند كه امروز هر كدام مایه اعتبار و سند افتخار جهان تشیع به شمار می آیند. ولی از میان آنها شیخ مفید جایگاه خاصی دارد كه از هر جهت او را از دیگران ممتاز می گرداند. برای این كه بهتر بتوانیم پی به اهمیت شخصیت والای علمی او ببریم، نخست اوضاع عمومی شیعیان پیش از او را از نظر خوانندگان می گذرانیم، سپس دورنمای عصری را كه وی در آن زندگی می كرده است تشریح می كنیم، آنگاه به شرح مختصری از ماجرای زندگی پرحادثه او می پردازیم. اوضاع شیعیان پیش از شیخ مفیداز زمان درگذشت پیغمبراكرم(ص) تا حدود سال 300 هجری، شیعیان وضع ناگوار و موقعیت تأثرآوری داشتند، زیرا شیعه از روز نخست در اقلیت بوده است. در دولت بنی امیه و بنی عباس نیز سعی می شد كه از نفوذ امامان جلوگیری به عمل آید و رابطه آنها با شیعیان قطع شود. به همین جهت در سراسر ممالك اسلامی از آفریقا و اسپانیای آن روز گرفته تا مصر و روم شرقی و سرحد چین كه همه در زیر نگین خلفای اموی و عباسی قرار داشت، شیعه در محدودیت به سر می برد و تقریباً از هرگونه آزادی عمل و عقیده و ابراز وجود ممنوع بود! وضع شیعیان در عصر شیخ مفیداز اواسط قرن چهارم هجری شیعیان به میزان قابل ملاحظه ای در كشورهای خاورمیانه از آن محدودیتها و آزادی كشی ها بركنار ماندند. زیرا از یك طرف خلفای فاطمی كه شیعه اسماعیلی بودند در مصر دولت نیرومندی تشكیل داده و از ابهت و جلال دربار بغداد كاستند. و از طرفی سیف الدوله حمدانی و امرای آن خاندان در شام حكومت می كردند و شیعه بودند، و از جانب دیگر در مشرق و جنوب شرقی و شمال ایران نیز غوریان و صفاریان و طاهریان و كمی قبل از آنها حكمرانان علوی مازندران، پرچم استقلال برافراشته و بر ضد خلفای عباسی قیام كردند، و از همه مهمتر ظهور دولت مقتدر آل بویه بود كه از شیعیان با اخلاص به شمار می آمدند. عضد الدوله دیلمی كه از سلاطین مقتدر این دودمان است دامنه اقتدارش از سواحل دریای عمان تا شام و مصر گسترش یافته و در احترام و حمایت شیعیان كوشا و در واقع خلافت بنی عباس در دست او بازیچه ای بیش نبود. این علل و عوامل دست به هم داد و موجب گردید كه شیعیان از گوشه و كنار سر برآورند و با همتی شایان توجه به تشكیل جمعیت ها و تأسیس حوزه های علمی و نشر معارف و حقایق اهل بیت عصمت و طهارت دست یازند. مسافرت های ثقة الاسلام كلینی و شیخ صدوق دو پیشوای بزرگ شیعه به بغداد و اقامت آنها در آن شهر كه مركز خلافت و علمای عام بود و اهمیتی كه میان آنان كسب كردند، همه از آزادی نسبی و موقعیت آن عصر حكایت می كند. در عصر شیخ مفید كه خود عرب بود شیعیان از آزادی و احترام بیشتری برخوردار گردیدند. وجود فقیه عالی مقامی چون شیخ مفید در میان آنان اعتبار آنها را بالا برد و بیش از پیش نزد دوست و دشمن بر احترام آنان افزود. شیخ مفید شیعیان را از پراكندگی نجات داد و اوضاع اسف بار آنها را سامان بخشید تا آنجا كه به اوج عزت رسیدند. شیخ مفید در محله ی "كرخ" بغداد كه مركز شیعیان بود می زیست، و مسجد معروف "براثا" در آن محله كه تاكنون هم باقی است، و زیارتگاه شیعیان است، محل تدریس شیخ مفید بود دانشمند بزرگوار مشهور شیخ ابوطالب طبرسی در كتاب نامدارش "احتجاج" سه توقیع(نامه) از حضرت "ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف" نقل كرده كه به افتخار شیخ مفید صادر گشته و حضرت او را مشمول عنایات خاص و الطاف مخصوص خود قرار داده است. برای آگاهی از این توقیعات و مضامین آنها نگاه كنید به آخر "احتجاج طبرسی" و كتابهای "مجالس المؤمنین" قاضی نورالله شوشتری، "رجال" علامه بحرالعلوم، روضات الجنات سید محمد باقر خوانساری، خاتمه مستدرك، تنقیح المقال" شیخ عبدالله مامقانی و سایر منابع، به خصوص سخن علامه بحرالعلوم و محدث نوری پیرامون آنها. (16) در ظرف سه سال سه توقیع از ناحیه امام زمان(ع) به او رسید كه امام در خطابهایش به او چنین مىفرمایند: 1- للاخ الاعز السدید الشیخ المفید: برادر عزیز و استوار شیخ مفید. 2- سلام علیك ایهاالعبد الصالح الناصر للحق الداعى الیه. سلام بر تو اى بنده شایسته خدا و اى یارى دهنده حق و دعوت كننده به سوى آن. و جالب اینجاست كه در زمان غیبت كبرى هیچ توقیعى از ناحیه مقدسه نرسیده است. مگر براى شیخ مفید و شیخ اسدالله كاظمینى رحمهما الله تعالى. در یكى از نامهها كه در اواخر ماه صفر سال 410 از ناحیه مقدسه براى شیخ مفید ارسال شده امام چنین مىفرمایند: بسم الله الرحمن الرحیم، اما بعد سلام بر تو اى دوستدار مخلص دین كه در ولایت ما مخصوص به یقین گشتهاى ... پس از ستایش و حمد خداوندى كه معبودى جز او نیست و درود به سید و مولى و پیغمبر گرامى ما حضرت محمد(ص) خداوند توفیقت را در یارى از حق مستدام فرماید و پاداشت را در نشر علوم براى ما براستى زیاد و فراوان نماید... بدان كه ما رخصت یافتیم تا تو را به نامه نگارى مشرف ساخته و دستور دهیم احكام ما را به دوستانمان كه نزد تو هستند برسانى، خداوند آنان را به طاعت خود عزیز فرموده و به وسیله رعایت و حراست خود مهم آنان را كفایت فرماید، پس تو به یارى خدا واقف شو بر آن دشمنانى كه از دین خدا بیرون رفتهاند. بدانچه اكنون برایت بیان مىدارم و در رساندن آن به سوى آنان كه اطمینان دارى بر آن وجهى كه براى تو مىنویسم... ما اگر چه بر طبق آنچه خداوند براى ما و شیعیانمان مصلحت دانسته تا مادامى كه دولت دنیا در دست فاسقان است جایمان از جاى ستمگران دور است، ولى با این حال به احوال شما آگاهیم چیزى از اخبار شما بر ما پوشیده نیست و ما از پیش آمد ناگوارى كه براى شما اتفاق افتاده آگاه هستیم و این پیشامد بدان سبب شد كه بسیارى از شما به سوى آنچه پیشینیان صالح از آن روگردان بودند متمایل گشته و بدان عهدى كه از ایشان گرفته شده بود پشت پا زدند، گویا اینان نمىدانند كه ما در فكر شما هستیم و از یاد شما بیرون نرفتهایم وگرنه بلاى سختى به شما مىرسید و دشمنان شما را مستاصل مىكردند. پس از خدا بترسید و در بیرون آمدن از فتنهاى كه بر سر شما و بر سر آنكه اجلش نزدیك شده سایه افكنده است به ما كمك كنید، و حفظ كنید خود را از آن فتنه كسى كه به آرزویش رسیده باشد و آن فتنه نشانهاى است براى حركت كردن و اظهار نمودن شما امر و نهى ما براى همدیگر. خدا به پایان رساند نور خود را اگر چه مشركان نخواهند... چون جمادى الاولى این سال در رسد بدانچه در آن اتفاق مىافتد پند گیرید و براى آنچه پس از آن مىآید از خواب غفلت بیدار شوید به زودى از آسمان براى شما نشانه و آیت آشكارى ظاهر گردد و مانند آن نیز از زمین نمودار شود و در مشرق زمین جریان ناگوار و حزن آورى اتفاق افتد و مردمى كه از اسلام بیرون هستند بر سر مردم عراق مسلط گردند و به كردار ناپسند آنها روزى بر مردم عراق تنگ گردد و پس از این جریان با نابود شدن مرد سركش از اشرار اندوه بر طرف گردد و از نابودى او مردمان با تقوا و نیكان خشنود گردند براى آنان كه در اطراف جهان اراده انجام حج را دارند وسائل آماده گردد و ما را نیز در آماده كردن وسائل حج به اختیار و توافق ایشان سهمى است كه آن با نظم و ترتیب در كار آشكار گردد. پس هر یك از شما باید كارى كند كه او را بدوستى و محبت ما نزدیك گرداند و از آنچه موجب سخط و ناراحتى ماست بپرهیزد زیرا كار ما چنین است كه بطور ناگهانى در مىرسد و هنگامى در آید كه توبه او را سود ندهد و پشیمانى از گناه وى را نجات نبخشد. خداوند راه رستگارى را به شما الهام فرماید و در توفیق یابى به رحمتش درباره شما لطف نماید. مناظرات شیخ مفید با علمای بزرگ عامه شهر بغداد كه از مراكز مهم علمی عصر به شمار می رفت، در آن زمان مملو از فقها و متكلمان مذاهب مختلف بود. پیروان مذاهب اهل تسنن كه از نظر علم كلام آنها را "معتزلی" و "اشعری" می گفتند، در مجامع عمومی و گاهی در حضور خلیفه مجلس ها گرفته و هر كس برای اثبات مرام خود حجت ها می آورد و دلیل ها اقامه می كرد. علمای شیعه كه تا آن روز به آن محافل راه نداشتند، با طلوع شیخ مفید در بغداد، نه تنها در مجامع آنها شركت می نمودند، بلكه "شیخ مفید" و "ابن معلم" یگانه عالم مبرّز و سخنوری بود كه با نیروی علم و بیان و منطق محكم خود در تمام موارد بر همگان غلبه می یافت. از خطیب بغدادی كه هم عصر شیخ مفید بوده است نقل شده كه گفته است: "او اگر می خواست می توانست ثابت كند كه ستون چوبی از طلاست"! علی بن عیسی رمانی و قاضی ابوبكر باقلانی قاضی القضاة بغداد، فاضل كتبی و ابوعمرو شطوی و ابوحامد اسفرائنی شافعی قاضی عبد الجبار معتزلی و غیرهم از دانشمندان بزرگی بودند كه اغلب اوقات مفید با آنها در بحث امامت و اصول عقائد به گفتگو می پرداخت و آنها را ملزم و محكوم می ساخت. داستان مناظرات آنها بسیار شیرین و خواندنی است. سید مرتضی كه بزرگترین شاگرد شیخ مفید است آنها را در كتابی جمع نموده كه از جمله یك داستان آن را برای نمونه می آوریم: در كتاب "مجموعه ورّام" می نویسد: "مفید در اصل از "عكبرا" است، در ایام كودكی همراه پدرش به بغداد آمد و نزد ابوعبدالله معروف به "جعل" به تحصیل پرداخت. سپس به مجلس "ابویاسر" كه در دروازه خراسان تدریس می كرد حضور یافت. چون ابو یاسر از عهده بحث و پرسشهای او درمانده شده او را به "علی بن عیسی رمّانی" كه از بزرگان علمای كلام بود ارجاع داد و گفت چرا به نزد او نمی روی تا از او استفاده كنی؟ مفید گفت او را نمی شناسم و كسی ندارم مرا به او معرفی كند. ابویاسر یكی از شاگردان خود را همراه او كرد و نزد رمانی فرستاد چون مجلس رمانی از فضلا و دانشمندان پر بود، مفید در صف آخر نشست و به تدریج كه مجلس خلوت شد نزدیكتر رفت. در آن اثناء مردی از اهل بصره آمد و از رمانی پرسید چه می فرمایید در باره حدیث غدیر (كه به عقیده شیعه پیغمبر اكرم (ص) امیرمؤمنان (ع) را جانشین بلافصل خود گردانید" و داستان غار (كه به اعتقاد اهل سنت دلیل برخلافت ابوبكر است)؟ رمانی گفت داستان غار درایت ( یعنی امری مسلم و معقول) است و حدیث غدیر روایت و منقول می باشد، و آنچه از درایت و امر مسلم استفاده می شود از روایت مستفاد نمی گردد. مرد بصری سكوت كرد و برخاست و از مجلس بیرون رفت. در این موقع مفید خود را به رمانی نزدیك گردانید و گفت: سوال دارم. رمانی گفت: بگو! شیخ مفید گفت: چه می فرمایید درباره كسی كه بر امام عادل خروج كند و با وی جنگ نماید؟ رمانی گفت: او كافر است، بعد گفت: نه فاسق است. شیخ مفید پرسید: راجع به امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام چه می گویید؟ رمانی گفت: او امام است. مفید گفت: درباره طلحه و زبیر( دو آتش افروز جنگ جمل بر ضد امیرالمؤمنین بودند) چه می فرمایید؟ رمانی گفت: آنها از این عمل توبه كردند. شیخ مفید گفت: جناب استاد! داستان جنگ جمل درایت و امر مسلمی است و توبه كردن طلحه و زبیر روایت می باشد!!رمانی كه متوجه موضوع شد گفت: مگر موقعی كه آن مرد بصری از من سئوال كرد تو حاضر بودی؟ شیخ مفید گفت: آری: رمانی گفت: این سخن به جای آنچه من گفتم! اشكال تو وارد است!! آنگاه پرسید: تو كیستی و نزد كدام یك از علمای این شهر درس می خوانی؟ مفید گفت: نزد شیخ ابوعبدالله جعل. رمانی گفت: بنشین تا من مراجعت كنم. سپس برخاست و به درون خانه رفت و پس از لحظه ای برگشت و نامه ای سربسته به وی داد گفت: این را به استاد خود بده. مفید نامه را آورد و به استادش تسلیم كرد. استاد نامه را گشود و شروع به قرائت آن كرد و طی مطالعه آن به خنده افتاد. پس از قرائت نامه گفت: رمانی ماجرائی را كه میان تو و او در مجلس وی روی داده نوشته و سفارش تو را نموده و تو را ملقب به "مفید" كرده است. (17) تبعیدها و گرفتاری های شیخ مفید به طور خلاصه مناظرات شیخ مفید و آزادی نسبی كه شیعه در زمان آل بویه یافتند، چندان هم پایدار نماند. زیرا بعد از عضدالدوله - حتی در زمان خود وی - به واسطه درگیری های شیعه و سنی چند بار شیخ مفید دستگیر و تبعید شد. از جمله به گفته ابن اثیر در سال 393 هـ كه بهاء الدوله دیلمی پسر عضدالدوله، الطائع لله خلیفه عباسی را از خلافت خلع كرد، بغداد سر به شورش برداشت. بهاء الدوله نیز سرلشكر خود را به بغداد فرستاد و او سنی و شیعه را از اظهار مذهب خود منع كرد، و شیخ مفید را تبعید نمود. و باز ابن اثیر می نویسد: در سال 409 ه سلطان الدوله پسر بهاء الدوله، ابن سهلان را به حكومت بغداد منصوب داشت، و چون او وارد بغداد شد، ابوعبدالله بن نعمان فقیه شیعه را تبعید كرد. این تبعیدها و دستگیری ها گاهی عمدی بود كه از ناحیه سلطان یا حكمران او انجام می گرفت، و زمانی به خاطر فرو نشاندن نزاع بین دو فرقه و جلوگیری از هجوم اكثریت سنی بر ضد اقلیت شیعه در محله "كرخ" بغداد - محل اقامت شیخ مفید - روی می داده است. محدث بزرگوار "حاج میرزا حسین نوری" در اثر گرانقدرش "خاتمه مستدرك الوسایل" پنجاه تن از استادان شیخ مفید را نام می برد و در مقدمه چاپ جدید "بحارالانوار" این تعداد به 59 تن رسیده است. ممكن است بیش از اینها هم بوده اند. شیخ مفید در نزد اینان كه از شیعه و سنی و زیدی بودند علوم متداول عصر یعنی ادبیات عرب، قرائت، كلام، فقه، اصول، حدیث، تفسیر، رجال و غیره را فرا گرفته است. معروفین آنها جعفربن محمد قولویه قمی محمدبن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، ابوعبدالله صفوانی احمد بن محمد بن ولید قمی، ابوعبدالله مرزبانی، ابوجعفر محمد بن حسین بزوفری، ابوغالب زراری، ابن جنید اسكافی، ابوعلی صولی بصری، علی بن محمد رفاء، علی بن ابی الجیش بلخی و ابوعبدالله جعل می باشند كه همگی از اعاظم فقها و متكلمین و محدثین و رجال نامی بوده اند. همچنین گروه بیشماری از دانشمندان كلیه مذاهب جزء شاگردان وی بوده اند، ولی متأسفانه جز 15 نفر آنها را كه درمقدمه "بحارالانوار" نام برده اند، از بقیه اطلاع درستی نداریم. قبلاً از علمای عامه نقل كردیم كه در مجلس وی از عموم مذاهب شركت می نمودند، و گروهی از دانشمندان محضرش برخاستند، ولی اینان چه كسانی بوده اند، به درستی معلوم نیست. سرآمد شاگردان شیخ مفید، علم الهدی سید مرتضی، برادر نابغه اش سید رضی، شیخ طوسی، ابوالعباس نجاشی، ابوالفتح كراجكی، دامادش ابویَعْلی محمدبن حسن بن حمزه جعفری، سالار بن عبد العزیز دیلمی معروف به "سَلاّر" و جعفربن محمد دوریستی بوده اند كه همگی از مفاخر علمای شیعه و استادان علوم و فنون اسلامی به شمار رفته اند. شیخ اجل مفید در سایه علوم سرشار و ذهن وقاّد و نبوغ كم نظیر و پشت كار زائد الوصفش كه همگی زبانزد خاص و عام بوده است. در كلیه فنون و علوم اسلامی تألیف و تصنیف دارد، و تقریباً از همه موضوعات علمی و دینی سخن به میان آورده و به تجزیه و تحلیل و نقض و ابرام و تخطئه و تصویب آنها پرداخته است. چنانكه از انبوه تألیفات پر ارزش او پیداست، اغلب آنها پاسخ سوالات گوناگون علمی بوده كه از شهرها و كشورهای اسلامی از وی نموده اند، و ردّ عقاید و نظریات دانشمندان نامی عصر از فرقه های غیرشیعه بوده است. علامه متتبع بزرگوار و محدث عالی مقام خبیر حاج میرزا حسین نوری می نویسد: "كمتر در كتب علمای شیعه كه پس از وی آمده اند یافت می شود كه از مسایل متعلق به امامت و ادله اثبات آن از كتاب و سنت از نظر درایت و روایت ولو با اشاره به آنها در كتاب های شیخ مفید مطلبی نباشد و ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء."(18) آثار قلمی آن نابغه نامی شیعه كه به گفته "ذهبی" دانشمند متعصب و معروف سنی "تصانیف بدیعه و كثیره"(19)است، به نقل شاگرد نامدارش شیخ طوسی، نزدیك به دویست كتاب بزرگ و كوچك است . شیخ طوسی در كتاب "فهرست" بیست كتاب او را نام می برد، وی می نویسد: "از جمله كتاب های او كتاب مقنعه در فقه، كتاب اركان نیز در فقه، رساله ای در فقه كه برای فرزندش نوشته و كامل نیست، كتاب ارشاد، كتاب ایضاح در امامت، كتاب افصاح، كتاب نقض بر ابن عباد در امامت، كتاب نقض بر علی بن عیسی (رمانی) در امامت، كتاب نقض بر ابن قتیبه در حكایت و محكی، كتاب احكام اهل جمل، كتاب منیر در امامت، مسائل صاغانیه، مسائل جرجانیه، مسائل دینوریه، مسائل مازندرانیه، مسائل منثوره (پراكنده) قریب یكصد مسئله است، كتاب فصول از عیون و محاسن، كتاب احكام متعه و غیر اینها كه در فهرست كتب وی ثبت است. و نیز كتاب مسئله كافیه در ابطال توبه خاطئه، كتاب النصره لسید العتره فی احكام البغاه علیه بالبصره. ما تمام این كتابها را از وی استماع نمودیم. بعضی را با قرائت بر وی و برخی را كه بارها بر او می خواندند و او می شنید، شنیده ایم." نجاشی شاگرد برازنده دیگر مفید كه رجال خود را بعد از فهرست شیخ نوشته است جمعاً175 كتاب شیخ مفید را نام می برد. ابن شهر آشوب مازندرانی 52 كتاب او را نام می برد و 15 كتاب اضافه بر ضبط شیخ و نجاشی دارد. بنابراین اسامی 190 كتاب شیخ مفید با ضبط این سه دانشمند صاحب نظر اقدم، به دست آمده است. علامه مجلسی نیز در مقدمه بحارالانوار چند كتاب دیگر را اضافه دارد. (20) از میان انبوه كتاب های گرانمایه شیخ مفید پیشوای دانشمندان شیعه و بزرگترین دانشمند اسلام در نیمه دوم سده چهارم و اوائل سده سوم هجری كه قسمتی از آنها را ملاحظه نمودید و بقیه را نیز در رجال نجاشی می توانید ببینید، چند كتاب او تاكنون چاپ و منتشر شده است. این كتابها عبارتند از: عیون و محاسن، ارشاد، اختصاص، اوائل المقالات، مقنعه، امالی، افصاح المسائل العشره فی الغیبه. (21)و چند رساله دیگر در كتابی به نام "عدة رسائل الشیخ مفید". به روایت شیخ طوسی، مفید در سال 338 متولد گردید و دو شب مانده به آخرماه رمضان سال 413 وفات یافت. روز وفات او روزی بود كه از بسیاری مردم كه برای نمازگزاردن بر وی گرد آمده بودند و كثرت گریستن دوست و دشمن بر او، از آن بزرگتر دیده نشده است. (22) شاگرد عالیقدر دیگرش نجاشی كه خود از مردم نواحی بغداد و مانند شیخ طوسی ناظر جریان بوده است، می نویسد: "مفید رحمة الله علیه سه شب مانده به آخر ماه رمضان سال 413 وفات یافت. ولادتش در روز یازدهم ماه ذی القعده سال 336 اتفاق افتاده است. شریف مرتضی ابوالقاسم علی بن الحسین (سید مرتضی) در میدان "اشنان" بر وی نماز گزارد. میدان اشنان با همه وسعتی كه داشت از كثرت جمعیت تنگ بود. مفید را در خانه اش دفن كردند، و چند سال بعد به "مقابر قریش" جنب مرقد حضرت امام موسی بن جعفرعلیهماالسلام منتقل ساختند. قول دیگر اینست كه ولادت او سال 338 بوده است." (23) چنان كه دیدیم شیخ طوسی ولادت مفید را سال 338 دانسته بود. و نجاشی كه رجال خود را بعد از فهرست شیخ تألیف كرده، 336 ضبط نموده است. همچنین شیخ وفات استادش را دو شب مانده به آخر ماه رمضان و نجاشی سه شب مانده به آخر ماه مبارك دانسته است، ولی سال وفات مفید سال 413 هـ بوده است. به هرحال بر اساس قول شیخ طوسی و ابن ندیم، مفید هنگام رحلت 75 سال و به گفته نجاشی 77 سال داشته است. شیخ مفید در پایین پای امام موسی بن جعفر و نوه عالیقدرش امام محمد تقی یعنی كاظمین علیهماالسلام جنب آرامگاه استادش جعفربن محمد قولویه قمی آرمیده است. گفتنی است كه فیلسوف نامی اسلام شیعه خواجه نصیرالدین طوسی نیز در كنار آنها و پایین پای آن دو امام همام مدفون می باشد. علائم قبور هر سه بزرگان نیز برای زائران معلوم است. سید مرتضی بزرگترین شاگرد مفید، و مهیار دیلمی شاعر برازنده عصر، فوت پیشوای علمای شیعه را مرثیه گفتند و مراثی آنها در دیوان هر دو كه چاپ شده موجود است |
||